دژ متحرک روی آب؛ ناو هواپیمابر چگونه در برابر حملات سنگین جان سخت میماند؟
وقتی به یک ناو هواپیمابر نگاه میکنید، با یک شهر فولادی ۳۰۰ متری روبرو هستید که بیش از ۴ میلیارد دلار ارزش دارد. اما این شهر شناور در میدان نبرد تنها نیست. استراتژی دریایی مدرن میگوید ناو هواپیمابر به تنهایی یک «هدف» است، اما در کنار همراهانش یک «قدرت مطلق» است. در این مقاله میخواهیم با جزئیات کامل بررسی کنیم که چطور مجموعهای از تکنولوژیها، از کف اقیانوس تا مرز فضا، دست به دست هم میدهند تا نگذارند حتی یک خراش روی بدنه ناو بیفتد.
۱. شبکه اطلاعاتی: لایه صفر دفاع
قبل از اینکه سراغ موشکها برویم، باید درباره «شبکه» صحبت کنیم. دفاع از ناو با یک سیستم به نام NIFC-CA هماهنگ میشود. این یعنی تمام کشتیها و هواپیماهای اطراف ناو، رادارهایشان را با هم به اشتراک میگذارند. اگر یک پهپاد در فاصله ۴۰۰ کیلومتری توسط یک ناوشکن دیده شود، تصویر آن همزمان روی میز فرمانده ناو و در کابین جنگنده F-35 هم ظاهر میشود. این «آگاهی لحظهای» باعث میشود که هیچ دشمنی نتواند مخفیانه به ناو نزدیک شود.
۲. لایه اول: هواپیماهای پیشاخطار (چشمهای همیشه بیدار)
از آنجایی که زمین گرد است، رادارهای نصب شده روی کشتی نمیتوانند پشت افق را ببینند. اینجاست که هواپیمای E-2D Hawkeye وارد عمل میشود. این هواپیما که همیشه یکی از مدلهایش در حال پرواز دور ناو است، شبیه یک برج مراقبت پرنده عمل میکند.
-
کار اصلی: شناسایی موشکهای کروز که در ارتفاع خیلی کم (نزدیک به سطح آب) حرکت میکنند. این موشکها خطرناکترین دشمن ناو هستند چون خودشان را پشت انحنای زمین مخفی میکنند.
-
واکنش: به محض دیدن تهدید، این هواپیما جنگندههای F/A-18 Super Hornet را به سمت هدف هدایت میکند تا قبل از اینکه موشک به حریم امن ناو برسد، آن را با موشکهای هوابههوا منهدم کنند.
۳. لایه دوم: ناوشکنها و سیستم افسانهای «ایجیس»
کمی نزدیکتر به ناو (در فاصله ۱۰۰ تا ۲۰۰ کیلومتری)، ناوشکنهای همراه قرار دارند. این کشتیها به سیستم Aegis مجهزند که قدرتمندترین سیستم مدیریت نبرد در جهان است.
-
رادارهای آرایه فازی: این رادارها مثل چشمهای حشره هستند؛ یعنی هزاران شاخک کوچک دارند که هر کدام یک سمت را میبیند. به همین دلیل هیچوقت از چرخیدن باز نمیمانند و میتوانند صدها هدف را همزمان تعقیب کنند.
-
موشکهای میانبرد و دوربرد: ناوشکنها از موشکهای SM-6 استفاده میکنند. این موشکها واقعاً باهوش هستند و میتوانند همزمان هواپیماها، موشکهای کروز و حتی قایقهای تندرو را هدف قرار دهند.
۴. لایه سوم: پدافند میانبرد (سپر محافظتی نزدیکتر)
اگر دشمن بتواند از سد جنگندهها و ناوشکنهای لایه اول رد شود، به فاصلهی ۵۰ کیلومتری ناو میرسد. در اینجا موشکهای ESSM وارد بازی میشوند. این موشکها مخصوص شرایط «اشباع» هستند؛ یعنی زمانی که دشمن تعداد زیادی موشک را همزمان شلیک میکند تا سیستم دفاعی را گیج کند. موشکهای این لایه بسیار سریع و کوچک هستند و میتوانند در زمان خیلی کم، تعداد زیادی از تهدیدات ورودی را در آسمان شکار کنند.
۵. لایه چهارم: دفاع نقطهای (وقتی موشک به چند قدمی میرسد)
این مرحله نفسگیرترین بخش دفاع است. وقتی موشک دشمن به فاصله کمتر از ۱۰ کیلومتری میرسد، ناو هواپیمابر خودش مستقیماً وارد عمل میشود.
-
سامانه موشکی RAM: این لانچرها موشکهایی شلیک میکنند که «آتش و رها» (Fire and Forget) هستند. یعنی به محض شلیک، خود موشک هدف را پیدا میکند و نیاز به هدایت از سمت ناو ندارد. این کار سرعت واکنش را بالا میبرد.
-
فالانکس (تیربار جادویی): اگر همه چیز شکست بخورد، این توپ ۲۰ میلیمتری آخرین امید است. فالانکس با کمک رادار اختصاصی خودش، مسیر حرکت موشک دشمن را محاسبه کرده و در هر ثانیه ۷۵ گلوله به سمت آن میفرستد تا موشک را قبل از برخورد، در هوا منفجر کند.
۶. جنگ الکترونیک و فریبدهندهها (دفاع نرم)
همیشه نیاز به انفجار نیست. گاهی ناو از سیستمهایی مثل SLQ-32 استفاده میکند. این سیستمها امواج راداری موشک دشمن را میگیرند و یک سیگنال «دروغین» به سمت آن میفرستند. مثلاً موشک تصور میکند که ناو ۵۰۰ متر متمایل به چپ است، پس مسیرش را عوض میکند و به آب میخورد. همچنین سیستمهای پرتابکننده Nulka وجود دارند؛ اینها راکتهای کوچکی هستند که در هوا معلق میمانند و خودشان را به جای ناو هواپیمابر جا میزنند تا موشک دشمن به آنها برخورد کند.
۷. نبرد در اعماق: سد ضد زیردریایی
بسیاری فکر میکنند خطر فقط از آسمان است، اما زیردریاییهای دیزلی و اتمی دشمن بیصداترین قاتلان هستند.
-
سونارهای کششی: ناوشکنها کابلهای طویلی را پشت سر خود میکشند که مجهز به میکروفونهای زیرآبی بسیار حساس است تا صدای پروانه زیردریایی دشمن را بشنوند.
-
بالگردهای Seahawk: این بالگردها از روی ناو بلند شده و «سونارهای غوطهور» را به داخل آب میاندازند. اگر زیردریایی پیدا شود، بالگرد با پرتاب اژدر آن را قبل از نزدیک شدن به ناو نابود میکند.
دفاع از ناو هواپیمابر یک هماهنگی خیرهکننده بین انسان و ماشین است. از خلبانی که در ارتفاع بالا پرواز میکند تا اپراتور راداری که در اتاق عملیات تاریک ناو نشسته، همگی بخشی از این دژ نفوذناپذیر هستند. نفوذ به این سیستم نیازمند یک حمله بسیار وسیع و پیشرفته است که از توان اکثر کشورهای جهان خارج است.
بنا بر این اولین سد ناوگروه همراه ناو هواپیما بر هستند که مجهز به انواع سامانه های پدافندی پیشرفته هستند، در گام بعدی نیز اگر خود ناو نیز بخواهد وارد درگیری شود به حد زیادی ابزار دارد، از جنگنده های روی ناو گرفته تا سامانه های اختصاصی ناو هواپیما بر.
زین پس باید درک کنید که غرق کردن ناو هواپیما بر تا حدودی غیر ممکن است و اگر یک کشور شاید توانایی این امر را داشته باشد یا چین است یا روسیه، البته این را نیز باید عرض کرد که این مطالب تئوریک است و احتمال به چالش کشیده شدن این نوع از تجهیزات نظامی نیز در میادین جنگ وجود دارد.

