منابع میدانی: زیرساخت نامرئی عملیات روانی
در ساختار جنگهای امروزی، عملیات روانی دیگر بخشی فرعی از میدان نبرد نیست؛ خودش میدان نبرد است. اما برای اینکه تأثیرگذاری این جنگ نرم و نامرئی واقعی باشد، به چیزی بسیار فیزیکی و زمینی نیاز دارد: منبع میدانی. جایی که روایت ساخته میشود، جایی که تصویر ثبت میشود، و جایی که جمله اول گزارش نوشته میشود. بدون آن، حتی قویترین اتاق فکر هم درنهایت به فضای حدس و گمان متوسل میشود. و دقیقاً همینجاست که تفاوت بین موفقیت و شکست شکل میگیرد.
برای اجرای مؤثر عملیات روانی، دشمن نیازمند حضور فیزیکی یا حداقل شبکهای از گزارشگران، شهروندخبرنگارها و منابع بومی در محل است تا بهموقع و با جزئیات کافی خوراک خبری تهیه کنند. بدون این منابع، اخبار یا بسیار دیر به مقصد میرسند یا بهقدری ناپختهاند که نمیتوانند افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهند.
کشورهایی مانند ایران خودمان وضعیت خاصی دارند. در اینجا ساختار اطلاعرسانی خودجوش شکل گرفته. مردم بهصورت طبیعی و حتی بدون نیاز به تحریک یا برنامهریزی، در لحظه خبر تولید میکنند. کافیست حادثهای اتفاق بیفتد؛ در عرض چند دقیقه تصاویر، صداها و روایتها در شبکههای اجتماعی میچرخد. برای دشمن، این یک فرصت استثنایی است. او بهجای هزینه برای اعزام گزارشگر یا ساخت شبکه، فقط باید گوش بدهد و ماهرانه جهت روایت را هدایت کند. خودِ مردم کار توزیع را انجام میدهند، ولو ناآگاهانه.
یمن و تجربه ساختن یک شبکه میدانی از صفر
اما در مناطقی مانند یمن، این حالت خودجوش وجود نداشت. برای سالها، حملاتی اتفاق میافتاد اما خبری بیرون نمیآمد. افکار عمومی در سطح جهانی و حتی منطقهای از آنچه واقعاً رخ میداد بیاطلاع میماندند. همین سکوت رسانهای خود به نوعی سلاح تبدیل شده بود: «اگر صدایی از آنجا نمیآید، پس لابد اتفاق مهمی نیفتاده!» اما این وضعیت تغییر کرد. با گذشت زمان، گروهها و نهادهایی در یمن به اهمیت حضور رسانهای پی بردند. نیروهای مردمی آموزش دیدند، تجهیزات رسانهای تهیه شد و ساختار غیرمتمرکز اطلاعرسانی شکل گرفت. امروز، دیگر هیچ حملهای بیپاسخ رسانهای نمیماند. در بسیاری از موارد، تصاویر اولیه کمتر از پنج دقیقه پس از حادثه منتشر میشود و روایت جای خود را تثبیت میکند پیش از آنکه روایت رقیب فرصت مانور بیابد.
این را بدانید هرچقدر تلفن همراه در دست مردم یمن باشد و هرچقدر اینترنت پر سرعت تر، این بهترین اتفاق برای خبرگزاری های جهان است!
این تغییر فقط مربوط به پخش تصویر یا خبر نیست. منبع میدانی نهتنها تصویر میسازد، بلکه زمان را مدیریت میکند. این همان اتفاقی است که امروز در یمن میافتد و تا همین چند ماه قبل غیرممکن به نظر میرسید.
دشمن به سرعت یمن را به تکنولوژی های بیشتر مجهز کرد و مردم یمن الان تبدیل به مهره های ارتباطی خبری شدند.
البته همیشه هم عناصر خارجی در این عنصر فعال نیستند، در بسیاری از موارد دولت و سیستم مدیریتی همان کشور تصمیم به پیشرفت میگیرد و خب باید در حواشی، هزینه های ایجاد شده هم بپردازد.
این یک اتفاق بد نیست و کاملا هم معمول و کلاسیک است، اما یک توانمندی نیز بود که مردم یمن در حال از دست دادن آن هستند.
باید بپذیریم که موفقترین عملیاتها، دقیقاً آنهایی هستند که توانستهاند بین زمین و رسانه، بین «دوربین» و «جنگ»، پل بزنند. بیمنبع، روایت شکل نمیگیرد و بدون روایت، حتی پیروزی نظامی هم پژواک پیدا نمیکند. دشمن این موضوع را خوب میفهمد و هر جا بتواند، شبکهای از منابع انسانی، رسانهای یا حتی مصنوعی در زمین مستقر میکند. و اگر نتواند، سعی میکند به جریان خودجوش تکیه کند یا آن را بسازد.
میشود بحث سانسور رسانه را در این عنصر دخیل دانست، عدم پوشش درست از اتفاق شاید در نظر افراد اتفاقی عجیب نباشد اما خود این عنصر یک نوع سانسور خبریست.


